تبليغاتX

من و بازوی مجروح من و صورت نیلی* کجا بر ورق گل بود طاقت سیلی
ياس بوی مهربانی می ‌دهد *عطر دوران جوانی می‌دهد*ياس‌ها يادآور پروانه‌اند*ياس‌ها پيغمبران خانه‌اند یاس کبود

سلام وبلاگ جدیدم با عنوان تو را من چشم در راهم برای آقا امام زمان فعال شده

اگه خواستید سر بزنید و آدرس وبتون رو کامنت بذارید تا اونجا هم لینکتون کنم

فقط یه خواهشی دارم اگه وبلاگ جدیدم از نظر فنی مشکلی داره حتما بگید

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 16:42 توسط زائر حرم

                             

دوست داشتم قلمم را به تو می‏دادم و بیداریم را به ماه!

امشب هم مثل تمام شب‏ها به تو می‏اندیشم؛ به تو ای معنای من، ای مادر!

از دیروز می‏گویم که دست‏های تو را می‏بوسیدم و تنها واژه آشنای اشعارم، مادر بود!

از دیروز می‏گویم؛ از روزهایی که نان‏ها تازه بودند و احساس‏ها قشنگ!

غزل‏ها پرشور و دل‏ها مهربان!

بهارها همیشگی بودند و تبسّم‏های مادر، زیباترین شعر روزگار بود!

دوست داشتم قلمم را به تو می‏دادم و بیداریم را به ماه!

امشب هم مثل تمام شب‏ها به تو می‏اندیشم؛

به تو که مهربان‏ترین هدیه خداوندی و دلت، ضمیر سبب ساز بهشت است!

و من بهشت را در ژرفای نگاه مهربانت، همیشه می‏بینم؛ مثل باران، مثل دریا، مثل آب!

با عطر عاطفه همراه می‏شوی و بر افق نگاهم می‏تابی

و من، غرق در بوی سیب، تو را می‏خوانم؛ تو را ای تمام آرزوهای قشنگ و ساده من، مادر!...

هنوز هم دوست دارم قلمم را به تو بدهم و نگاهم را به آب!

ای تمام من! چقدر شبیه دریایی!

انگار خداوند تو را نردبان معراج قرار داد؛ نردبانی که نور عصمتش، رشک حوریان را بر می‏انگیزد!

نردبانی که برای پروازهای آسمانی، آغاز معرفتی پایان‏ناپذیر است.

مادر، آشناترین واژه «مهربانی» در عرش الهی است و نام آشنای تمام انسان‏ها!

مادر، نامی است که می‏شود عمری به او پناه برد

و خستگی روزانه را در سایه نگاهش به فراموشی سپرد.

مادر، تکرار آهنگین عشق و عاطفه، مهر و ایمان و... و مادر یعنی: حیات.

التماس دعا

                                                            

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:20 توسط زائر حرم |

امام باقر علیه السلام

 خداوند به ستایشی برتر از تسبیح فاطمه عباده نشده

اگر چیزی از این برتر بود پیامبر اکرم به حضرت فاطمه هدیه میکرد

امام صادق علیه السلام

ای ابا هارون نا کودکان خود را همانگونه به نماز امر میکنیم

به تسبیح حضرت فاطمه امر می کنیم

پش بر ؟آن ملتزم باش که هیچ بنده ای با مداومت بر آن بد عاقبت نگردد

امام باقر علیه السلام

هر که تسبیح فاطمه بگوید

و بعد از آن استغفار کند

 این تسبیح در زبان صد ذکر است

 و در ترازو هزارتاست

 و شیطان را دور

 و خداوند رحمان را خشنود می کند

امام صادق علیه السلام

تسبیح حضرت فاطمه در هر روز بعد از هر نماز

 نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است

امام صادق علیه السلام

هر که تسبیح حضرت فاطمه را قبل از آنکه پای خود را تغییر دهد بگوید

 خداوند او را بیامرزد

التماس دعا

                                                                      

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 18:37 توسط زائر حرم |

                             

زهرا (س) جان! 

در روز میلادت همه آیینه‏ها به عطر گل یاس معطّر شدند

و در عمق شفافیّتشان از مکارم اخلاق فاطمی لبریز شدند،

 برای ما که دم از عاشقی این گل خوشبو می‏زنیم،

 فرصتی مناسب است تا لختی در این آینه‏ها بنگریم

و فاصله دنیاطلبی را تا اخلاق بهشتی دختر پیامبر دریابیم.

دریابیم که خوشی، عطر گل یاس را به خود نمی‏گیرد.

 از بیهودگی‏ها دست بکشیم و خود را به آینه‏ها نزدیک‏تر کنیم.

مبارک باد روز میلاد دختر گرامی پیامبر اکرم،

فاطمه زهرا(س)،

 بر همه بانوان مسلمان و با ولایت و بر همه پیروان مکتب گرانقدرش؛

 همه آنان که در صدف عفاف و حیا مروارید وجود را پروراندند

 و قدم به وادی عشق زهرا(س) نهادند.

 مبارک باد این میلاد فرخنده،

 بر همه آنان که فاطمه‏وار،

 پرورش اسلامی را در روح کودکانشان جاری ساختند

 و مُهر رستگاری بر قلبهایشان زدند.

 مبارک باد این میلاد خجسته، بر همه آنان که با عشق گل یاس زندگی کردند

التماس دعا

                                                                       

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:7 توسط زائر حرم |

 

سلام من این خبر ناراحت کننده را از سایت ابنا برداشتم و خواستم تا شما هم با خبر بشید

شركت توليد كفش آلدو (ALDO) كفش‌هاي جديدي توليد كرده است كه در قسمت زيرين مدل زنانه آنها نام "فاطمه" و در مدل مردانه نان "عبدالله" حك شده است!

البته یک خبر خوشحال کننده و امیدوار کننده هم براتون بگم که

«ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریک" در روسيه، به بالاترین حد رسید.

اما ماشا همانقدر که بسرعت در آسمان شهرت و محبوبیت طلوع كرد خيلي زود نیز از صحنه ناپدید شد. اين امر نه به دليل افول ستاره‌ي بخت وی بود و نه به علت از دست دادن "زیبایی چهره" یا "سحر صدا" ؛ بلکه به این دلیل بود که: «ماشا مسلمان شد و لباس عفت و ایمان را بر درخشش‌های کاذب دنیوی ترجیح داد».

تفاوت بزرگ او با بسياري از هنرمندان و خوانندگان ديگري كه اسلام و حجاب را برگزيده‌اند در اين است كه وي در اوج شهرت و در زماني كه تازه پيشنهادهاي اغواكننده به سوي او رهسپار شده بود حجاب و عفاف را انتخاب كرد و به بي‌عفتي و جلوه‌گري پشت پا زد.

وي مسلمان شدنش را "لطف خدا" مي‌داند و مي‌گويد پس از اسلام آوردن احساس خوشبختي مي‌كنم. ماشا معتقد است میل به عبادت خداوند، در فطرت همه انسان‌ها نهاده شده است، پس اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد. او تأكيد مي‌كند: «اگر كسي نمی‌تواند راجع به خدا بیاندیشد حداقل سعی کند از خودش رهایی یابد و پلیدی‌های نفسش را مهار نمايد؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی».

ماشا كه زني تحصيلكرده است و به پنج زبان اروپايي تسلط دارد، به "غفلت مدرن مردم در عصر اطلاعات" اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌اي که چشم و گوش مردم این دوران را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند».

وي در پاسخ به اين سؤال كه: "چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و موسیقی هستند؟" مي‌گويد: «چون اسلام نسبت به اديان ديگر، محکم‌ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند و راه اسلام سعادت‌بخش است.» و ادامه مي‌دهد: «امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم».

ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجابي اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اميد دارد مردم با ديدن عكس‌هاي نامناسبي كه سابقاً از او در اينترنت منتشر شده است عبرت بگيرند و بدانند كه مي‌توان به سوي خدا بازگشت، توبه كرد و از نو متولد شد.

توجه به تحول و بازگشت اين هنرمند جوان، براي جوانان بسيار آموزنده است؛ بويژه براي دختران مسلماني كه گاه با وسوسه‌هاي مختلف، و تحت تأثير زرق و برق‌هاي ظاهري تمدن غرب، قدر گوهر وجود خود و نيز قيمت ارزش‌هايي نظير حجاب را نمي‌دانند.

این هم قسمتی از مصاحبه ای است که با ماشا انجام شده است:

ــ چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ــ  در زمانی که يك خواننده بودي آيا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟

ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.

ــ آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسيری طولانی بود؟ 

ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزديك‌ترين دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را مي‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!» ، من در آن لحظه بسيار گریستم ؛ زيرا براي اولين بار در زندگي‌ام بود كه چیزی از خدا مي‌خواستم.

ــ در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟ 

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

ــ  آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟ 

ماشا: بله ؛ کارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه کت استیونس" ( که پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می‌کنم.

ــ آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟

ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد ؛ اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

ــ چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکم‌ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

ــ از اينكه مسلمان شده‌اي چه احساي داري؟

ماشا: احساس خوشبختي. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

ــ و چه تفاوتي با قبل داري؟

ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

 

  خواننده و مدل روسي، پيش و پس از قبول اسلام

 

ــ  آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود  فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمي‌خوري؟!

ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

ــ  از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

ــ از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

ــ اينك چه چيزي از "اسلام" مي‌تواني به ديگران بگويي؟

ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی کن از قيد خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

ــ چه پيامي برای مسلمانان داري؟

ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

ــ و برای غیر مسلمانان؟ 

ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌اي که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند.

من که بهش آفرین میگم چون کمتر کسی پیدا میشه که چنین کاری بکنه.

منبع خبر

التماس دعا

                                                                 


 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 19:55 توسط زائر حرم |

                                                         

 

نسیم سحری در کوچه های شهر خدا وزیدن گرفت،

کعبه خندید

و بوی کوثر ناب نبی،

آسمان مکه را به آغوش کشید و فاطمه قدم به گیتی نهاد.

حوریان به سجده افتادند

و صبح،

نگاهش را فرو انداخت.

مهربان ترین هستی متولد شد

و خورشید زنان عالم، جهانی را خوشه چین حضور خود نمود.

ای دختر مقدس طاها!

ای مادر منور یاسین!

باغ نبوت،

گواه روشنی تو

و گلستان امامت،

درخشنده تر از تابناکی توست.

باران،

از کرامت چادر تو بر زمینیان می بارد

و آسمان

بر گام های استوار فرزندان تو ایستاده است.

ای فراتر از ملکوت!

ای وسیع تر از عرش!

و ای ریشه دارتر از خلقت!

چگونه تو را بستایم که واژه هایم، درکی خاکی دارند؟

مدح تو را زبانی فراتر از آفرینش سزاست.

خدا تو را ستوده و می ستاید.

ای ژرفای آفتاب آفرینش،

سلام بر تو!

سلام بر تو که عرش الهی در زیب و زیور ولادتت، سرمستی می کند!

سلام بر تو ای دخت محمد (ص)!

سلام بر مادری که میلادش، آفرینش پاکی هاست!

سلام بر مادری که بهشت زیر پایش بها یافت!

روز مادر، به انگیزه ستایش توست

و روز زن به پاس شناختن ریشه های از مقام خدایی تو.

ای زلال رسول!

ای زهرای بتول!

ای ستایش شده روح الامین!

مقدمت با زیباترین گلهای بهشتی با طراوت تر باد.

میلادت را

ای کوثر لایزال الهی!

تا همیشه زندگانی به جشن می نشینیم.

قدوم عالم آرایت گلباران.

التماس دعا

                                                                         

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:27 توسط زائر حرم |

 

 


نظر شما چیه؟

 

بعضی ها میگن:

ما نمی توانیم تحت پوشش حجاب باشیم

و این مردانند که باید چشم پاک و نجیب باشند .

اما باید حقیقت را پذیرفت که این خلاف سرشت آدمی است .

بخصوص در جوانان نو رسیده ای که غرق در شهوات و

غرائز سرکش بسر می برند.

آری نمی توان گوشت گرم و تازه را مقابل گرسنه گذاشت

و به آن گفت نخور

و نمی توان پارچه آغشته به نفت و بنزین را مقابل آتش گذاشت

و به آن گفت نسوز

بیائید برای حفظ پیوند های مقدس اخلاقی و اجتمائی و کاستن از فحشا

و برای دور کردن نظر های شهوت انگیز از خود بدنتان را بپوشانید.

بیائید با پیروی از فکر و اندیشه و عقل و منطق از اسلام درس بگیریم

و از حضرت زهرا متابعت کنیم

از حضرت زهرا به تو این گونه خطاب است

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

التماس دعا

                                                               

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 20:43 توسط زائر حرم |

 

                         

می‏تپید، و با هر تپش می‏سوخت و در هر سوز آهی سر‏می‏داد و فریادت می‏زد

تا شاید صدای خسته خاموشش از کوچه پس‏کوچه‏های دلتنگی بیاید

و همراه قاصدکی به دستت برسد

تا شاید صدای غربت قلمش از لابه‏لای واژه‏ها به گوشت برسند

و تا شاید احساس تنهایی دل بی‏کسش را از میان اشکهایی که در این واژه‏ها فریادت میزند،

بخوانی

ای دریای بی‏کران مهربانی‏ها

ای باغبانی که صدای پرپرشدنت در لابه‏لای آجرهای مدینه برپاست

ای اسطوره صبری که فریاد مظلومیتت در لابه‏لای سلولهای هستی جاری است

و ای مادری که کوچه‏های دلت پر از غریو سکوتٍ خسته‏ی تاریخ است

و ای لاله‏ای که غنچه‏ات نشکفته صدای پرپرشدنش در لابه‏لای اشکهای آسمان جاری است

و ای ستاره خاموش شبهای نخلستان علی

دیگر نمیدانم چگونه و باکدامین واژه فریادت زنم تا بدانی که زخمهای کهنه دلت را می‏شناسم

و می دانم فریاد غربتت از میان یاس کبودٍ بزرگترین باغچه مهربانی برپاست

و بدانی که چقدر دلم برای بودنت تنگ است

و ببینی چقدر دستان تهی‏ام نیازمند نیم نگاه چشمان زلال کوثر است

و ببینی که چشمانم سخت آشفته نامردی تاریخ است

و ناباورانه برگهای روزگار را ورق می‏زند

اشکهایم از شدت عمق درد دگر تاب گریستن ندارند

هر روز صدای میخ در که در سینه‏ام می‏پیچد خواب را بر چشمانم حرام می‏کند

دگر احساسم روز و شب به بهانه طواف خانه دلت

درب نیم سوخته را در لابه‏لای کوچه‏های مدینه جستجو می‏کند

دگر حتی هوای میدنه هم می‏گرید و صدای غم در آسمان تا ابد خواهد ماند

نمی‏دانم؛ نمی‏دانم،

آن لاله ای که صدای شکفتنش از عمق باغچه پرورش دنیا می‏آمد چگونه پرپر شد

نمی‏دانم چگونه بی‏رحمی دستان ظلم، برچید یاس نیلی را

نمی دانم چطور آن بی حیاها از صاحبش،

 از پدرش شرم نکردند که هنوز بوی حضورش در آسمان پیداست-

تنها میوه دلش را به زمین خاموش مدینه سپردند

آه زمین مدینه...

دهان باز کن و بگو مادر غمگسار یازده ستاره درخشان را در کدام قطعه‏ات به میان گرفته‏ای

و ای غریبا مادر مادر مادر

هنوز بوی نخلستان در آسمان جاری است

که صدای خاموش علی را در درون چاهش به تصویر می‏کشد،

صدای خاموشی که فریاد می‏زند مادر‏ٍ زخمی، چادرٍ خاکی و صورتٍ نیلی را

و فریاد خاموشش به سمت قبر مخفی زهرا بلند است

اما آقاجان، مهدی جان نمیدانم الان در کدام قطعه اینجایی ؟

در میان بیابان یا در کوه یا در کنار قبر مخفی نشسته‏ای و سوگواری می‏کنی

آقاجان پس کی خواهی آمد

 تا انتقام زخم تاریخ را از بستر زمین بیرون کشی

 و فریاد مظلمویت آن پروانه بال و پر سوخته را بر بلندای آسمان برپاسازی

ای نرگسی که یاس هم برای آمدنت هر صبح دست به دعا برمی‏دارد، بیا...

التماس دعا 

 

                                                                      

                                                        

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 15:51 توسط زائر حرم |

 

در این جهان آفرینش با تمام زیباییهایش

هر کسی دوست دارد

زیباترین و نیکوترین باشد

خود شما هم می خواهید از همه برتر باشید

این نوع دوست داشتن به جا و لازم است

زیرا با این صفت انسان می تواند همیشه در حال جلو زدن از دیگران باشد

ولی قبل از حرکت باید خوبیها و زیباییها را شناخت

آیا میدانید زن نیکو کیست؟

و نزدیکترین حالت زن به خداوند چه حالتی است؟

حضرت زهرا (س)در این باره می فرمایند:

برای زنان نیکوست که مردان نامحرم را نبینند

و نامحرمان نیز آنان را ننگرند.«نهج الحیاه ُص۱۲۳»

روزی پیامبر اکرم از یاران خود پرسید:

در کدام لحظه زن به خداوند نزدیک است؟

پاسخ مناسبی مطرح نشد

تا اینکه حضرت زهرا(س) سوال پدر را شنیدند و فرمودند:

آن لحظه ای که زن در خانه خود بماند

و به امور زندگی و تربیت فرزند بپردازد به خداوند نزدیکتر است.

آیا میدانید چرا؟

چون وظیفه اصلی یک زن تربیت فرزند است

و این مهمترین و بزرگترین و سخت ترین کار است

البته گاهی اوقات لازم میشود زن به خاطر تحصیل

یا کار اجتماعی به بیرون از خانه برود

که این ایراد ندارد بلکه باید چنین کند

ولی باید بداندکه مهم ترین کار برای او تربیت فرزند است.

التماس دعا

                                                      

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12:28 توسط زائر حرم |

 

میلاد نور مبارک

ترتیب در تسبیحات حضرت زهرا (س)، شرطی است ‏برای تسبیح گویان،

همان گونه که «عدد» شرط رمزآمیز دیگری است .

 در روایت آمده است که هنگام زیارت حضرت فاطمه‏ی معصومه (س)،

 بالای سر آن حضرت بایست

 و سی و چهار مرتبه «الله اکبر» ،

 سی و سه مرتبه «سبحان الله‏» و

 سی و سه مرتبه «الحمد لله‏» بگو

 و سپس زیارت‏نامه‏ی آن پاک بانوی خانه‏ی موسی‏بن جعفر (ع) را با حضور قلب بخوان .

این تسبیحات بی ‏شباهت ‏به تسبیح حضرت زهرا (س) نیست،

 اما در ترتیب دو ذکر آخرین آن تفاوت است .

 در زیارت حضرت معصومه (س)

 ذکر «سبحان الله‏» ، که در تسبیحات حضرت زهرا (س) سومین و آخرین ذکر بود،

 دومین ذکر است و این مساله به یقین اسراری دارد که اهل دل به آن آگاهند

 و باید اهل دل باشیم تا آن را بفهمیم و در غیر آن «دست‏ بر سینه‏ی نامحرم‏» خواهند زد .

تو خود می‏دانی که فاطمه‏ی معصومه (س)، فاطمه‏ای دیگر است

 و نزد اهل بیت چونان مادر ائمه، مقام والایی دارد .

 می‏دانی که برای زیارت قبر پنهان فاطمه‏ی زهرا (س)، باید به قم رفت

 و فاطمه‏ی معصومه (س) را زیارت کرد و می‏دانی که:

آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه‏ی قم

پس باید بین این مادر و دختر در مقام و عظمت و بزرگواری

 چنان هم‏سانی و هم‏سویی باشد

که تسبیحات آن دو نیز مشابه بوده

 و برای جدا ساختن این دو هدیه

 که یکی از سوی رسول خدا به فاطمه‏ی زهرا (س) عطا شد

و دیگری از ناحیه‏ی امام رضا (ع) برای فاطمه‏ی معصومه (س)،

تفاوتی در ترتیب اذکار بیان شده است

التماس دعا

                                                                                                               

 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:3 توسط زائر حرم |

 

این خانه پیش از این

یاسی سپید داشت

امروز

اما...

نیلوفری کبود

بر قامت خمیده دیوار

پیچیده است

این خانه

امروز عطر یاس ندیده است

بانوی بزرگوار!

ای سرور کاینات!

ای که بهشت از تو رنگ و بوی بهشتی یافته

به گمانم یاس سپیدی را از تو به عاریت گرفت

 وشب در عزای فراق تو بود که سیه پوش شد.

ای جاودانه مادر بلندار روحت انتهای کیهان است

 و کهکشان نگاهت بلندای معراج.

من چه بگویم که نه لیاقتش را دارم

 و نه جسارتش را که حتی محسنت را معنا کنم.

ای معنا دهنده به واژه مطهر زن

 زن پیش از تو کالا بود برای مرد

 و بعد از تو والا شد در برابر مرد.

و تو ای زن مردانه تر از هر مردی

و گویند آسمان از خشم توست که غرش میکند

 و خورشید از درد دوری توست که میسوزد.

ای آبروی شیعه زمزم همیشه جوشان

 مهری و دریای همیشه خروشان معرفت.

ای پهلوان شکسته ! 

 ای پهلوان صفت!

تا ابد آسمان خواهد گریست

 و افسوس خواهد خورد که چرا نور از چشمان علی نرفت

 وقتی تو را در فدک پرپر کردند؟

و جانم فدای مولایم علی که در فراقت یکشبه سیه پوش شد

 و سپید موی و دیگر کسی علی را شادمان نیافت

 جز در محراب مسجد کوفه که خود را نزدیک وصالت می دید.

التماس دعا

                                                                        

                                                                        

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 17:45 توسط زائر حرم |

 

در نهایت زهراى اطهر علیهاالسلام پس از تحمل مصائب و محنت‎ها و بى‏وفایی‎هاى بسیار،

در اثر بیمارى و تألمى كه از ضربات دشمنان بر بدن مباركشان حاصل شده بود

 به شهادت رسیدند و به دیار حق و ملاقات با پدر شتافتند.(1)

پس از آن بر طبق وصیت آن حضرت جسد شریفشان شبانه غسل داده و كفن شد(2)

 و آنگاه غریبانه به خاك سپرده شد، بدون این كه كسى از محل دفن آگاهى یابد.

از واقدى نقل شده:

 «انّ فاطِمَةَ لَمّا حَضَرَتْها الوَفاةُ أَوصَتْ عَلیّا أنْ لایُصَلِّی عَلَیْها أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرُ فَعمِلَ بِوَصِیَّتِها(3)؛

 هنگامى كه فاطمه علیهاالسلام در بستر شهادت بود،

 به على علیه‏السلام وصیت فرمود كه خلیفه اول و دوم بر جنازه‏اش نماز نگزارند

 و امیرمؤمنان هم به وصیت ایشان عمل نمود.»

در روز بعد وقتى این خبر به آن دو رسید، به سرعت خودشان را به بقیع رساندند

 و وقتى نتوانستند قبر را پیدا كنند، خلیفه دوم به امیرمؤمنان علیه‏السلام گفت:

 به خدا قسم قبر او را پیدا كرده و نبش خواهیم كرد و بر بدن او نماز خواهیم گذاشت.

 آن حضرت با چهره‏اى غضبناك فرمود:

«یَا ابْنَ السَّوْداءِ أَمّا حَقّی فَقَدْ تَرَكْتُهُ مَخافَةَ أَنْ یَرْتَدَّ النّاسُ عَنْ دِیْنِهِمْ، أَمّا قَبْرُ فاطِمَةَ فَوَ الَّذی

 نَفْسُ عَلِىٍّ بِیَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحابُكَ شَیْئا مِنْ ذلكَ لاَسْقِیَنَّ الأَرْضَ مِنْ دِمائِكُمْ؛

اى فرزند سوداء (زن سیاه‏رو)! از حق خودم (خلافت) گذشتم

تا مبادا مردم از دینشان خارج شوند،

امّا در مورد قبر فاطمه علیهاالسلام، نه.

قسم به كسى كه جان على در دست اوست

اگر تو و یارانت قصد چنین كارى داشته باشید،

 هر آینه زمین را از خون‎هاى شما سیراب خواهم كرد.»

در این هنگام خلیفه اول قسم یاد كرد كه چنین كارى انجام ندهد

و سپس آنجا را ترك كردند و مردم متفرق شدند.(4)

آرى فاطمه علیهاالسلام از میان شعله‏هاى ظلم و نامهربانى رهایى یافت،

 اما على علیه‏السلام و یتیمان فاطمه علیهاالسلام غریب و تنهاتر از گذشته

راه سخت و دشوارى را در پیش رو داشتند.

 با شهادت آن بانوى بزرگ امیرمؤمنان

شریك روزهاى تلخ و پر درد زندگى خویش را از دست داد

و زندگى براى او دشوارتر گردید. در این هنگام بود كه این شعر را انشاء نمود:

نَفْسی عَلى زَفَراتِها مَحْبُوسَةٌ                     یا لَیْتَها خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَراتِ 

لاخَیْرَ بَعْدَكِ فِی الحَیاةِ و إنَّما                        أبْكی مَخافَةَ أَنْ تَطُولَ حَیاتی 

«جان من در بین نَفَس‎هایش حبس شده، اى كاش جانم به همراه آنها [از بدنم] خارج مى‏شد.

 بعد از تو هیچ خیرى در زندگى [دنیا] وجود ندارد و من در حالى گریه مى‏كنم

كه مى‏ترسم [بعد از تو] عمرم طولانى شود.»(5)

اى كاش مى‏آمد ز تن من جان من برون                     همراه ناله‏هاى اسف خیز زار من 

از سوز دل بنالم و ترسم كه از قضا                            گردد دراز زندگى رنج‎بار من 

امیرمؤمنان علیه‏السلام هنگام دفن زهراى مرضیّه

 در حالى كه با فاطمه علیهاالسلام وداع مى‏نمود، وداع با پیامبر را به یاد آورد

 و به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چنین گفت:

«قَلَّ یا رَسُولَ الله‏ِ عن صَفِیَّتِكَ صَبْرى وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدی... فلَقَدِ استُرْجِعَتِ الوَدیعَةُ

و أُخِذَتِ الرَّهینَةُ، أَمّا حُزْنی فَسَرْمَدٌ و أمّا لیلی فَمُسَهَّدٌ إلى أَنْ یَخْتارَ الله

‏ُ لی دارَكَ الّتی أَنْتَ بِها مُقیمٌ وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بتَضافُرِ أُمّتِكَ عَلى هَضْمِها،

فأحفِها السُّؤالَ وَاستَخْبِرْهَا الْحالَ، هذا و لم یَطُلِ العَهْدُ و لَمْ یَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ(6)؛

اى پیامبر خدا! از فراق دختر برگزیده‏ات صبرم كم شده و طاقتم از دست رفته است...

امانت باز گردانده شد و آنچه در دست من بود گرفته شد،

 اما اندوهم همیشگى است و شب‎هایم همراه بیدارى،

 تا آن دم كه خداوند سر منزل تو را كه در آن اقامت گزیده‏اى برایم انتخاب كند.

 به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت

كه امّتت در ستم كردن به وى اجتماع كرده بودند،

 سرگذشت وى را از او بپرس و چگونگى حال را از وى خبر گیر،

وضع این چنین است در حالى كه هنوز فاصله‏اى از زمان حیات تو نگذشته

و یادت فراموش نگردیده است.»

  التماس دعا

                                                                          

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 13:40 توسط زائر حرم |

 

 


 

دلم به یاد مدینه بهانه میگیرد

 

        سراغ باغ گلی را شبانه میگیرد 

                                                        

            چه حکمت است که چون نام فاطمه آید